جوابیه رودبار زمین
به
نام خدای دانا
نمی دانم چگونه
داغی که مسئولین بر چهره این شهر گذاشته
اند را بازگو کنم که اصحاب رسانه از آن به عنوان شهر محروم نام ببرند ، ندانسته و
تحقیق نکرده با قشر فرهیخته و تحصیلکرده این شهر که توان خدمتی خویش را به ناچار
در برای استانهای دیگر خرج می کنند.
اقای فرهیخته قلعه گنجی : با عرض شرمندگی باید بگویم شاید مسئولین شهر حق دارند
برای هر اداره ای از شهر های همجوار نیرو بگیرند
چرا که من وتو وقتی درد مان خواهد گرفت که در شهر خودت و برای کار خودت باید
منتظر قلم غریبه باشی و دیگران بگویند قلعه گنج قشر تحصیل کرده ندارد .
سردبیر محترم
رودبار زمین :
شهر قلعه گنج
هر ساله تعداد زیادی دانشجو روانه دانشگاه های کشور می کند و هر ساله تعداد زیادی
فارغ التحصیل می شوند تا آنجا که در یک خانواده 5 نفره حداقل 3نفر از تحصیلات
دانشگاهی برخوردار هستند ولی مدیران و مسئولین ارشد شهر ستان بجای استفاده بهینه
از این نیرو های بالقوه و برای رفع محنت خویش از شهر های همجوار نیرو می گیرند تا
انجا که برای یک پروژه کاملا بومی شخصی را با تاییدیه از مقام سیاسی شهر بومی
قلمداد کردند .
آقای سردبیر :
مگر این شهر
خود خانواده شاهد وایثار گر ندارد ، یا
نکند خون شهید یک شهر دیگر از خون شهدای این شهر رنگین تر است که اگر قرار است این
برداشت شما باشد مطمئنا" باید منتظر
این باشیم که خون شهدای منطقه قلعه
گنج را پایمال بکنید و درباره شهر قلعه
گنج دیگر با خیال راحت بفرمایید شهر که بعد از جنگ بوجود امده است ( مردم فراری از
جنگ بدانجا گریختند) .
ما منتظر اقدامی مثبت در رفع این داغ بد شما بر پیشانی شهرستان قلعه
گنج می مانیم و گر نه قطعا" صدای هر چند زخم خورده خود را طوری دیگر به فریاد
تبدیل خواهیم کرد (((( فریادی هرچند در
نطفه خفه شده ))))
وسخنی
با مسئولین شهر
از ماست
که بر ماست
قلعه گنج ، گنج فراموش شده روزگاران گذشته و گنجینه باز یافت این زمانه ، دارای ارزش هایی است که مع الاسف کمتر به آن پرداخته شده . نخست باید از مردم این دیار یاد کرد که آثار شلاق ستم بر شانه هایشان هویداست مردمی که گویی زمانه با آنها سر سازگاری نداشته و این سرزمین را به عنوان محل اجتماع محرومیت ها برگزیده است زیرا علرغم وجود امکانات مناسب کشاورزی و دامداری و لب های داغمه بسته مردان و زنانی که تن به هرم نفس خورشید سپرده و در سخت ترین شرایط ممکن از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند ، معذالک دسترنجشان نصیب دیگران شده و رنجشان برای آنان باقی مانده است .