بازی های سنتی نماد از همگامی انان با المپیکی  هاست

بازیهای سنتی

بازیهای سنتی این منطقه که ریشه در فرهنگ دیرینه مردم این سامان دارد امروزه به دلیل هجوم بازیهای متععدی مانند فوتبال و والیبال کم رونق شده اند . در خصوص زمان رواج بازیهای سنتی در قلعه گنج می توان گفت که تا دهه هفتاد کاملاً رایج بوده اند کودکان و نوجوانان  آن زمان کاملاً با قوانین این بازیها آشنایی داشته اند اما متاسفانه آکنون بسیاری از نوجوانان با این بازیها آشنایی ندارند .

انواع بازیها

1- بازیهای رقابتی گروهی عبارتند از : رمازا – یارگیر – دار توپا و بازیهای رقابتی فردی عبارتند از : مجولا لتنگا تهیلا – گر کچوسکا – گُرمچکا – چوس ( کشتی ) چوکا – شاه وزیر – خط خرگوش  سرچاکا – تی تلنگ  جو و.......

بازی های محلی

اوشگتی ، تعدا نفرات دو نفر وسیله بازی یک تکه چوب کوچک و یک چوب بزرگ و یک گودال گل زمین بازی یک جای  باز و هیچ اندازه ای ندارد و نحوه بازی یک نفر دو تکه چوب بر می دارد و چوب کوچک را بروی گودال می گذارد و نفر دیگر بعنوان مدافع از او فاصله می گیرد و نفر مقابل باید با چوب بزرگ زیر چوب کوچک می زند اگر قبل از برخورد چوب کوچک به زمین  رقیب مقابل آن را در هوا بگیرد نوبت آن می شود و اگر به زمین افتاد باید چوب را به طرف گودال پرتاب کند اگر چوب بزرگ به چوب کوچک  برسد نوبت دیگری می شود و اگر نرسید رقیب او باید با سه ضربه چوب را دور کند و هر دو نفر یک شماره را تعیین کند سئوال شما شماره بیست هر کس زودتر به شماره بیست برسد برنده می شود وقتی سه ضربه را زد آن جایی که چوب افتاده تا پای گودال قدم می کند اگر به شماره بیست رسید آن او شکستی می دهد یعنی دو ضربه به چوب می زند از آنجایی که چوب افتاد باید آن را بردارد و یک نفس با صدای گفتن اوشکستی علی قنبر زود به زمین می رود تا پای گودال بدود اگر به گودال رسید نوبت آن است اگر نرسد یعنی هر جایی که نفس تمام کرد باید چوب را دوباره بزند که که دیگر اوشکستی بخورد .

بازیهای محلی  - این روش که یک روش که یک نوع ورزش سخت و گیج کننده است بیشتر بر روی کودکان اجرا می شود آن بدین طریق است که دست چپ گوش راست خود را گرفته و دست دیگر را از میان سینه و دستی که گوش را گرفته بیرون آورند و با آن دست چوبی حدود ده سانتی متر بر روی زمین عمود می کنند و دور آن را می پرخند به عنوان مثال می گویند باید بیست بار دور آن بچرخند که اگر به اندازه تعیین شده چرخید بیگناه است و اگر نتوانست و به زمین افتاد دزد به حساب می آید 

محرم  اما چهره این مردمان عاشق را چگونه می سراید

فال چهار ده زنی زنان در شب چهارده ماه

عده ای زن در شب چهارده دور هم جمع می شوند و ظرفی را آب می کنند بطوریکه ماه بر آن بتابد سپس هرکدام از آنان انگشتری را به داخل ظرف می اندازند به عنوان مثال یک زن نیت می گیرد که اگر کار پسرش خوب باشد و با دست پر می آید انگشتر من دومین انگشتر از آب در آید . یک بچه کوچک چشم های خود را بسته یکی یکی انگشتر ها را از ظرف بیرون می آورد اگر نوبت بیرون آمدن انگشتر همان نوبت در نظر گرفته باشد یا نزدیک به آن باشد احوال آن فرد خوب و با دستی پر می آید .

عزاداری در ماه محرم

از اول ماه محرم تا چند روز بعد از دهه محرم مردم هر دهکده هر شب مراسم عزاداری امام حسین و اصحابش را برگزار می کنند .مراسم عزاداری بدین شکل است که طبق معمول قبل از اینکه روحانی یا ملا بر منبر برود چند نوحه در سوگ ائمه اطهار علیه السلام و یاران امام حسین (ع) می خواند . سپس ملا به منبر می رود و ذکر مصیبتی  می گوید  . بعد از پایان منبر یک حلقه ای بزرگ تشکیل می دهند  و به صورت دورانی سینه می زنند . یک سبک سینه زنی معروف به واحد است که با ریتمی خاص در حالت خم شدن سینه می زنند از دیگر مراسمی که در ماه محرم دیده می شود این است که بازوهای کودکان را از هفتم محرم بابند نخی به نیت ابوالفضل (ع) می بندند و روز دهم محرم ( عاشورا ) آن بند را بوسیله روحانی می برند با این رسم اعتقاد دارند که فرزندشان بیمه ابوالفضل (ع) خواهد بود .

علم گردانی

علم نشانه سپاه امام حسین (ع) است . میله ای که کاردی بر سر آن نصب می کنند و اطراف آن را با پارچه ای سیاه می پوشانند و پابند های سبز آن را گره می زنند . ملای منبر خوان با چند نوحه سرایی دیگر در اطراف ده می روند نوحه سرایی می کنند . بنام خرج عزاداری امام حسین (ع) مبلغی را دریافت می کنند . در ر وز  دهم اسباب علم را در گوشه ای خلوت از هم باز می کنند که به شهید کردن علم  معروف است . علم را در وسط حلقه ای دایره ای قرار می دهند و در اطراف ان نوحه سرایی و سینه زنی می کنند که به پا علمی معروف است . در پایان با نوای ماتم حسین و حسین حسین تا ساعت ها سینه زنی پی در پی می کنند . 

نوحه پا علمی :

ای آب فرات از کجا می آیی                             نا شاد چرایی و چرا می آیی

خود را نرساندی به لب خشک حسین                   دیگر به چه رو به کربلا می آیی

اداب وسنن فراموش شدگان

آداب تولد

زندگی ساده و روستایی در شرایط زمانی گذشته علاقه فرزند خواهی خصوصاً پسر را بوجود آورده است . از این جهت زن و مرد از بدو زندگی مشترک با گرفتن دعا چل بر به فکر راحتی زاد و ولد بده اند اگر چه این مسایل غیر علمی بوده اما برای امید زندگی موثر بوده است .

بعد از تولد نوزاد اگر زنی تازه ازدواج کرده به دیدار او بیاید  ، اول باید دعای چل بر بگیرد و بعد به دیدار نوزاد بیاید .

از شب اول تا ششم تولد نوزاد اطرافیان و نزدیکان او شب ها برای شب نشینی و خوشگذرانی دور هم جمع می شوند و به بازیهای سنتی ، مجلسی و قصه گویی می پردازند .

هنگامی که بچه دندان در می آورد آش نذری درست می کند . برای تهیه مواد آن مادر یا خواهر بزرگتر بچه وسایلی مانند سرمه دادن ، آینه دادن ، مسواک ( گیاهی بریا زیبایی دندان استفاده می کند ) را داخل کتری و بر در خانه ها می زنند ، آنها مقداری از آن وسایل را استفاده می کنند  بجای  مواد لازم آش می دهند خانواده نوزاد در طول شب به حالت شب زندهداری آش را می پزند و نزدیک صبح آنها را بر در خانه ها توزیع می کنند

آداب ازدواج

ازدواج های مناطق قلعه گنج در گذشته بیشتر درون فامیلی پا درون طایفه ای بودند برای بیان این مطلب ضرب المثلی رایج است که می گویند وصلت با خودی سودا ( معامله ) با غریب

چند شب قبل از شب حنا بندان و عروسی همسایگان و فامیل در خنواده داماد دور هم جمع می شوند در انجا زنان ترانه های سنتی می خوانند و دست می زنند مردان به پایکوبی و چوب بازی می پردازند که به شبهای سورانی معروف است.

 خواستگاری

ازدواج این مناطق در گذشته بیشتر درون فامیلی یا درون طایفه ای بودند بریا بیان این مفهوم هنگامی وصلت ایجاد شد که آن دو طایفه باید در یک طبقه اجتماعی بودند در مورد انتخاب همسر گاهی دیده می شد که والدین نقش عمده ای ایفا می کردند و آن به چند گونه است هنگامی دختری متولد می شد کسی که پسر چند ساله ای داشت او را برای پسر خود ناف بش می کردند که در گویش محلی به این وصلت « نمی داکی » می گویند  و دیگر هنگامی که پسر به سن بلوغ می رسد والدین یکی از دختران فامیل یا همسایه را برای ازدواج با او انتخاب می کردند اگر ازدواج با غریبه یا مرد بزرگ سال باشد مقداری مالی بریا رضایت پدر دختر می داند که آن بدل گو گفتند اگر ما در  هدیه ای بگیرد شیر بها می گویند امروز در بیشتر ازدواج ها دختر و پسر نقش عمده ای در انتخاب همدیگر دارند .

دوران نامزدی – بدلیل پایین بودن سن ازدواج در گذشته دختران در اکثر موارد هنگامی که نامرد خود را می دیدند یا فرار می کردند یا قایم می شدند که به این مساله رو گرفتن می گویند اگر دوران نامزدی خانواده پسر پارچه یا مقداری لباس به عروس خود هدیه می دهند می گویند جل پل شده است . مدت نامزدی معمولا چندین ماه تا یکسال بیشتر نبود و اگر طول کشید به علت سوگواری بوده و اما اخیرا دوران نامزدی که از خواستگاری تا شب عروسی می باشد به چندین سال هم می رسد که این دوران دختر و پسر به فکر خانه و وسایل رفاهی هستند .

عقد کنان

در گذشته در بیشتر موارد هنگام قرائت صیغه عقد زوجین حضور نداشتند و والدین در طی مشخصات زوجین را بروی کاغذی نوشته و به نیابت آنها به نزد روحانی عاقد می رفتند و صیغه عقد می خواندند که به جای عقد بستن می گفتند کاغذ گرفتن و اگر کار به جایی می کشید می گفتند کاغذ را شسته ایم  گاهی در مناطق دور دست که مراسم عقد و عروسی در یک شبانه روز انجام می گرفت  به دلیل تاخیر کسانی که برای قرائت عقد و نکاح به نزد عاقد می رفتند مجبور بودند شب زفاف را به تاخیر بندازند در شب عقد کنان هر دو خانواده عروس و داماد در خانه پدر عروس جمع می شدند گوسفندی را می کشتند و یا شربت و شیرینی می دادند و هدیه های مختلفی به یکدیگر می دادند .

مراسم جل برن)

یک روز قبل از جشن عروسی خانواده و فامیل داماد که بیشتر زن هستند لباس ها، پارچه ها و طلا ها را در صندوق می گذارند و با هلهله و شادی به خانه عروس می برند و با ترانه هایی می گویند (( گل برآورده، گل بر آورده – ماشاءالله داماد سیم زر آورده ))و در انجا خیاط چادر و لباسهای عروس  را می دوزند .

در شب عروسی هنگامیکه داماد را به خانه عروس می برند ، کنیز دربان خانه عروس تا هدیه ای نگیرد در را به روی او باز نمی کند . به این رسم ((ذهن لحر گرونی )) می گویند . عروس که از روزها و ساعت ها قبل  چشمان خود را بسته برای باز کردن آن هدیه ای از داماد به نام (( رو گشونی )) می گیرد . پدر داماد قبل از اینکه عروس و داماد به منزل خود بروند ف گوسفند را جلو خانه انها می کشد و آنها پای راست خود را به خون ان اغشته می کنند تا از هر گزندی در امان باشند  هنگامیکه  روی تخت نشستند یکی از نزدیکان سر آنها را به هم  می زند زیرا بر این باورند وقتی سر  دو زوج را به هم می کوبند  محبتشان بیشتر می شود و در برابر سختی ها مقاوم می شوند . دهل زدن ، گوسفند ذبح کردن و مراسمی که صبح روز بعد انجام می شود ((پا تختی )) می گویند  هنگامی که عروس را به طرف تخت می برند همه با هم می خوانند

ورخیز و رخیز ای صنم                   حالا مجال رفتن است

حالا که بردن دختر                       تنها نشسته مادر

و با این طریق مراسم عروسی به پایان می رسد .

اواره خدمتم کجا منزل توست

کشاورزی و دامداری قلعه گنج

ناهمواریهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی قلعه گنج در شیوه کشاورزی و دامپروری آن موثر است . از نظر پستی بلندیها این منطقه به سه منطقه غربی و کوهستانی ، شرقی و شوره زار ، میانی و زمینهای هموار تقسیم می شود  که در هر منطقه مردم بنا به موقعیت آن اقلیم زندگی می کنند .

مناطق غربی کوهستانی است مردم از قدیم الایام در اطراف چشمه ها و دره های پر آب زندگی می کردند که دراین مناطق آثار تمدنهای چندین هزار ساله مشهود است . درختان این ناحیه نخل خرما ، انگور ، گون ، پرتقال ، لیمو و نوعی قارچ صحرایی کمیاب به نام اگهر که شبیه سیب زمینی است . در دشتهای این منطقه یافت می شود . حیوانات این ناحیه بز ، گوسفند و آهو است .

ناحیه شرقی از شمال تا جنوب به حومه جازموریان متصل می باشد مردم از گذشته با کشاورزی و دامپروری زندگی می کردند . کشاورزی این ناحیه بیشتر غلات بوده  و تعداد رمه های گوسفند و گله های گاو و شتر ان چنان زیاد بوده که صاحبان از شناخت آنها عاجز بوده اند .

ناحیه میانی و مرکزی که حوالی مسیر اصلی قلعه گنج – رمشک قرار گرفته است مردم بیشتر در اطراف گاو چاه ها و قنات ها زندگی می کنند و چاهها این منطقه از نوع دولاب ، چاه دستی و گاو چاه بوده است . مالکیت اراضی بیشتر بر اساس این چاهها و قناتها می باشد . در این منطقه بزرگترین نخلستان تاریخی با وسعت 4 هزار هکتار به صورت دیم آبیاری می شود در زر  قلعه گنج واقع شده است . مهمترین محصولات باغی غلات ، صیفی جات ، سبزیجات ، این ناحیه عبارتند از : نخل خرما ، لیمو ، پرتقال ، گندم ، جو ، ذرت ، ارزن ، حنا ، کنجد ، هندوانه  ، خربزه ، گوجه ، سیب زمینی ، بادمجان ، لوبیا ، باقلا ، ماش و ....می باشد .

در این باره لغت نامه دهخدا می نویسد : قلعه گنج آب آن از قنات و گاو چاه و محصول آن غلات و شغل آن اهالی زراعت و گله داری است .

 

در حسرت اوازه تو

مقدمه

قلعه گنج ، گنج فراموش شده روزگاران گذشته و گنجینه باز یافت این زمانه ، دارای ارزش هایی است که مع الاسف کمتر به آن پرداخته شده . نخست باید از مردم این دیار یاد کرد که آثار شلاق ستم بر شانه هایشان هویداست مردمی که گویی زمانه با آنها سر سازگاری نداشته و این سرزمین را به عنوان محل اجتماع محرومیت ها برگزیده است زیرا علرغم وجود امکانات مناسب کشاورزی و دامداری و لب های داغمه بسته مردان و زنانی که تن به هرم نفس خورشید سپرده و در سخت ترین شرایط ممکن از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند ، معذالک دسترنجشان نصیب دیگران شده و رنجشان برای آنان باقی مانده است . خدا را شاکر و سپاسگذاریم که طی سالهای اخیر به هم مسئولین دلسوز و خدوم چهره این خطه به کلی تغییر یافته و شعاع هایی از پرتو تعالی و پیشرفت بر بوم و بر این دیار سایه افکنده است . در خصوص فرهنگ عامه و گویش این مردم آنچه بیش از هر چه جلب توجه می کند در واقع نمادی از ویژگی های شخصیت اهالی قلعه گنج بشمار می رود ، سادگی ، خلوص و صفای سیه چردگان منطقه است مردمی که یکرنگی و یکرویی را از نیاکان و صبوری و پایاداری و مقاومت را از طبیعت غدار خود آموخته اند