آداب تولد
زندگی ساده و روستایی در شرایط زمانی گذشته علاقه فرزند خواهی خصوصاً پسر را بوجود آورده است . از این جهت زن و مرد از بدو زندگی مشترک با گرفتن دعا چل بر به فکر راحتی زاد و ولد بده اند اگر چه این مسایل غیر علمی بوده اما برای امید زندگی موثر بوده است .
بعد از تولد نوزاد اگر زنی تازه ازدواج کرده به دیدار او بیاید ، اول باید دعای چل بر بگیرد و بعد به دیدار نوزاد بیاید .
از شب اول تا ششم تولد نوزاد اطرافیان و نزدیکان او شب ها برای شب نشینی و خوشگذرانی دور هم جمع می شوند و به بازیهای سنتی ، مجلسی و قصه گویی می پردازند .
هنگامی که بچه دندان در می آورد آش نذری درست می کند . برای تهیه مواد آن مادر یا خواهر بزرگتر بچه وسایلی مانند سرمه دادن ، آینه دادن ، مسواک ( گیاهی بریا زیبایی دندان استفاده می کند ) را داخل کتری و بر در خانه ها می زنند ، آنها مقداری از آن وسایل را استفاده می کنند بجای مواد لازم آش می دهند خانواده نوزاد در طول شب به حالت شب زندهداری آش را می پزند و نزدیک صبح آنها را بر در خانه ها توزیع می کنند
آداب ازدواج
ازدواج های مناطق قلعه گنج در گذشته بیشتر درون فامیلی پا درون طایفه ای بودند برای بیان این مطلب ضرب المثلی رایج است که می گویند وصلت با خودی سودا ( معامله ) با غریب
چند شب قبل از شب حنا بندان و عروسی همسایگان و فامیل در خنواده داماد دور هم جمع می شوند در انجا زنان ترانه های سنتی می خوانند و دست می زنند مردان به پایکوبی و چوب بازی می پردازند که به شبهای سورانی معروف است.
خواستگاری
ازدواج این مناطق در گذشته بیشتر درون فامیلی یا درون طایفه ای بودند بریا بیان این مفهوم هنگامی وصلت ایجاد شد که آن دو طایفه باید در یک طبقه اجتماعی بودند در مورد انتخاب همسر گاهی دیده می شد که والدین نقش عمده ای ایفا می کردند و آن به چند گونه است هنگامی دختری متولد می شد کسی که پسر چند ساله ای داشت او را برای پسر خود ناف بش می کردند که در گویش محلی به این وصلت « نمی داکی » می گویند و دیگر هنگامی که پسر به سن بلوغ می رسد والدین یکی از دختران فامیل یا همسایه را برای ازدواج با او انتخاب می کردند اگر ازدواج با غریبه یا مرد بزرگ سال باشد مقداری مالی بریا رضایت پدر دختر می داند که آن بدل گو گفتند اگر ما در هدیه ای بگیرد شیر بها می گویند امروز در بیشتر ازدواج ها دختر و پسر نقش عمده ای در انتخاب همدیگر دارند .
دوران نامزدی – بدلیل پایین بودن سن ازدواج در گذشته دختران در اکثر موارد هنگامی که نامرد خود را می دیدند یا فرار می کردند یا قایم می شدند که به این مساله رو گرفتن می گویند اگر دوران نامزدی خانواده پسر پارچه یا مقداری لباس به عروس خود هدیه می دهند می گویند جل پل شده است . مدت نامزدی معمولا چندین ماه تا یکسال بیشتر نبود و اگر طول کشید به علت سوگواری بوده و اما اخیرا دوران نامزدی که از خواستگاری تا شب عروسی می باشد به چندین سال هم می رسد که این دوران دختر و پسر به فکر خانه و وسایل رفاهی هستند .
عقد کنان
در گذشته در بیشتر موارد هنگام قرائت صیغه عقد زوجین حضور نداشتند و والدین در طی مشخصات زوجین را بروی کاغذی نوشته و به نیابت آنها به نزد روحانی عاقد می رفتند و صیغه عقد می خواندند که به جای عقد بستن می گفتند کاغذ گرفتن و اگر کار به جایی می کشید می گفتند کاغذ را شسته ایم گاهی در مناطق دور دست که مراسم عقد و عروسی در یک شبانه روز انجام می گرفت به دلیل تاخیر کسانی که برای قرائت عقد و نکاح به نزد عاقد می رفتند مجبور بودند شب زفاف را به تاخیر بندازند در شب عقد کنان هر دو خانواده عروس و داماد در خانه پدر عروس جمع می شدند گوسفندی را می کشتند و یا شربت و شیرینی می دادند و هدیه های مختلفی به یکدیگر می دادند .
مراسم جل برن)
یک روز قبل از جشن عروسی خانواده و فامیل داماد که بیشتر زن هستند لباس ها، پارچه ها و طلا ها را در صندوق می گذارند و با هلهله و شادی به خانه عروس می برند و با ترانه هایی می گویند (( گل برآورده، گل بر آورده – ماشاءالله داماد سیم زر آورده ))و در انجا خیاط چادر و لباسهای عروس را می دوزند .
در شب عروسی هنگامیکه داماد را به خانه عروس می برند ، کنیز دربان خانه عروس تا هدیه ای نگیرد در را به روی او باز نمی کند . به این رسم ((ذهن لحر گرونی )) می گویند . عروس که از روزها و ساعت ها قبل چشمان خود را بسته برای باز کردن آن هدیه ای از داماد به نام (( رو گشونی )) می گیرد . پدر داماد قبل از اینکه عروس و داماد به منزل خود بروند ف گوسفند را جلو خانه انها می کشد و آنها پای راست خود را به خون ان اغشته می کنند تا از هر گزندی در امان باشند هنگامیکه روی تخت نشستند یکی از نزدیکان سر آنها را به هم می زند زیرا بر این باورند وقتی سر دو زوج را به هم می کوبند محبتشان بیشتر می شود و در برابر سختی ها مقاوم می شوند . دهل زدن ، گوسفند ذبح کردن و مراسمی که صبح روز بعد انجام می شود ((پا تختی )) می گویند هنگامی که عروس را به طرف تخت می برند همه با هم می خوانند
ورخیز و رخیز ای صنم حالا مجال رفتن است
حالا که بردن دختر تنها نشسته مادر
و با این طریق مراسم عروسی به پایان می رسد .